خرید بک لینک

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت

یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت

کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد

سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت

خسته بود از همه ی آینه ها تا اینکه

زشت آمد،متحول شد و زیبا برگشت

آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود

با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت

زائری گفت چرا اشک ندارم آقا

نگهش کردی و با دیده ی دریا برگشت

یک جوان حاجتش این بود: که زن میخواهم

رفت تا اینکه شبی پیش تو بابا برگشت

به گمانم که به طور تو مشرف شده بود

آنکه با معجزه و با ید بیضا برگشت

صبح درقامت یک مردگدا رفت حرم

ظهر نزدیک اذان بود که آقا برگشت

جبرئیل آمده بود ازوسط عرش، حرم

دوسه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت

نفس خادمتان خورد به آن نصرانی

در حرم شیعه شد،از مذهب ترسا برگشت

زائری بود مردد جلوی ترمینال

مشکلی داشت از اول به خدا با برگشت ...

برچسب: نویسنده: آرتین شمس تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 9:11

صفحه بندی